سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
39
تاريخ ايران ( فارسى )
قفقاز است و وفور آن بواسطه محفوظ بودن از سرما و وجود رطوبت مىباشد - در كنار سواحل خليج فارس هوا بسيار گرم و خشك است و صفاى منظر منحصر بدرختهاى خرماست اگرچه فراوان نيست ليكن در ميناب نزديك بندر عباس نخلستان زياد است و در بلوچستان ايران كه تقريبا بيابان است وجود نخل اسباب تسلاى خاطر مىشود . در خاتمه گوئيم چنان كه از گفتهء پلينى « 1 » معلوم مىشود يونجه از ايران باروپا رفته است . سر ، ج ، بردود « 2 » معتقد است بر اينكه محل اولى تاك مازندران بوده و قصهاى كه راجع باختراع شراب نقل مىكند و ما در فصل دوازدهم اين كتاب ذكر خواهيم كرد اين نظر را تأييد مىكند . پسته و بادام و بقولات و گلهاى مختلف از ايران به اروپا و نيز به چين رفته است ، حتى اسامى ايرانى براى آنها در اروپا مانده است - هلو و زردآلو از چين بايران آمده اگرچه در السنهء اروپا هلو و زردآلوى عالى منسوب بايران است . بالاخره اين فقره هم معلوم است كه ايرانيها از هرطبقه باشند از شاه گرفته تا هركس در احداث باغها و پرورش ميوه اهتمام مخصوص داشته و اين امر را از شرافتهاى خود مىپنداشتهاند . حيوانات حيوانات ايران « 3 » عبارتست از ببر كه در ولايات كنار بحر خزر يافت مىشود . شكسپير از ببر هيركان سخن ميراند و شير در ولايات جنوب غربى كه تقريبا حالا منقرض شده است و من لاشهء يكى از آنها را بر روى رود كارون ديدهام . ديگر خرس است كه در شمال شكرى رنگ و در جنوب تيره است اما زياد نيست . گرگ و پلنگ و كفتار و سياهگوش و گربهء وحشى و روباه و شغال فراوان است . گوزنها و مرالهاى قشنگ در جنگلهاى ولايات كنار بحر خزر گردش ميكنند و در جبال زاگروس در حدود بين النهرين ديده مىشود ، ليكن شكارهاى متداول كوهستان گوسفند كوهى و بز كوهى است كه در ايران در هرارتفاعى موجود مىباشد . گراز كه
--> ( 1 ) - Pliny . ( 2 ) - sir - G , Birdwood ( 3 ) - بهترين كتابى كه در اينموضوع نوشته شده است كتاب ورزش تفريحى در ايران شرقى تأليف سرهنك ر . ل . كننيون مىباشد . « مؤلف »